شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
277
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
نزول كرد تا اسپان سير شوند . و اوتر خان در آن وقت از غايت جبنى كه در وى بود مفارقت كرد ، و نيز بر مكاتباتى كه ميان وى و ملك غازى بود اعتماد نمود ، و آنجا محبوس شد ، تا آنگه كه ملك كامل وى را * طلب كرد در آن سال كه مالك ايمد شد ، و به خدمت وى حاضر كردند . بعد آن روزى در مصر از بام بيفتاد و بمرد . آرى ، سلطان آن شب در آن خرمن بماند ، و تاريكى شب ميان او و دشمن سترهاى شد ، و در وقت سپيده دم هجوم صبح و دشمن بر وى در يك حال بود . خود سوار شد ، و بيشتر مردم پياده ماندند و كشته شدند .